موسيقي ساده (1274، بازبيني حدود 1309) و رساله درباب موسيقي وزني (پس از 1309) را نوشت‌. در انگلستان دو استاد برجسته‌ٴ موسيقي وجود داشت‌: والتر اُدينگتن بنديكتي اهل‌ ايوشام كه تفكرات درباب موسيقي را نوشت و به اجراي آنها پرداخت (او در رساله‌اش برخي از آهنگ‌هاي خودش را شرح داده است‌)؛ و رابرت دو هَـندْلو كه رساله‌ٴ معروفي در تفسير نظريه‌هاي فرانكوي كلني (دوازدهم ـ 2) نوشت‌. اين به‌ما در فهم رشد موسيقي وزني كمك‌ خواهد كرد. انگلبرت آدمونتي‌، كه داراي ذهني دايرةالمعارفي بود، به‌بحث در مسايل موسيقي‌ پرداخت‌. هوگو اسپكتزهارت روتينگني آموزش‌هاي گويدوي آرتسويي (يازدهم ـ 1) را تلخيص‌ كرد. گل‌هاي موسيقي او بيشتر يك جريان معكوس دربرابر نوآوري‌هاست‌. به‌همين علت اتريش و آلمان را در شمار كشورهايي ذكر نكردم كه موسيقي جديد در اين عصر در آنها رشد يافت‌؛ دليلي‌ دراين باره در دست ندارم‌.
ولي بهتر است به سرزمين لي‌يژ و فرانسه برويم‌، جايي‌كه در آن موسيقي جديد سخت‌ پررونق بود. سرزمين لي‌يژ به‌خاطر شخص مجهول‌الهويه‌اي به‌نام ژاك لي‌يژي بسيار درخور توجه است‌، كسي كه اينك آيينه‌ٴ موسيقي به‌او منسوب است (حدود 1330). اين رساله‌، علي‌رغم محافظه‌كاري‌اش‌، از مهم‌ترين رساله‌هاي اين عصر است‌. ژان دو مور رياضي‌دان‌، كه قبلاً به‌خاطر رساله‌ٴ رياضي‌اش معرفي شد، بسياري آثار ديگر نوشت و با آلات موسيقي‌ جديد آزمايش‌هايي كرد كه موجب پيدايش كلاويكورد درآينده شد. بااين‌كه آيينه‌ٴ موسيقي در لي‌يژ نوشته شده بود، بايد آن را به حساب مكتب موسيقي فرانسه گذاشت‌، چون ژاك‌ لي‌يژي در پاريس شاگرد پي‌ير دو لاكروا بود. به‌هر حال‌، مكتب فرانسه از سوي فيليپ‌ ويتري اسقف مو، بزرگ‌ترين صاحب‌نظر موسيقي عصر، حمايت كافي مي‌شد. فيليپ هم‌ آهنگ‌ساز و هم نظريه‌پرداز بود، ولي بدبختانه ساخته‌هايش گم شده است‌. بااين همه‌، نظريه‌هاي اين نماينده‌ٴ بزرگ موسيقي جديد به‌فراواني و به زيباترين صورت توسط همشهري‌اش گيوم دو ماشوي شاعر اهل شامپاني توصيف شده است‌. ماشو، در شعرهاي‌ فرانسوي‌اش بسياري از سازهاي متداول در روزگار خود را ذكر كرده است‌. اين نشان مي‌دهد كه مي‌توان بررسي نظريات موسيقي آن زمان را با مطالعه‌ٴ سازهايي كه موسيقي‌دانان‌ مي‌نواختند تكميل كرد، ولي بايد اين وظيفه‌ٴ بسيار دشوار را به ديگران واگذارم‌.
نام‌هاي ماركِتّو، اُدينگتن‌، ژاك لي‌يژي‌، ژان دو مور، ويتري و ماشو عصر جوشش شديد موسيقي را پديد آورد.
ب‌. موسيقي بيزانس‌. طبقات زيرين موسيقي لاتيني و بيزانسي يكي است‌، يعني موسيقي‌ يوناني‌، يهودي و سرياني‌. ولي به‌خاطر جدايي روزافزون كليساهاي كاتوليك و ارتدكس از يك‌ديگر و دشمني فزاينده در ميان يونانيان و لاتينيان‌، رشد موسيقي هر گروه كاملاً جدا از گروه‌